دکتر حسین فریدونی

سخنرانی های دکتر حسین فریدونی در نقد و بررسی مسیحیت

مسائل اساسی آئین مسیحیت

در مقالات قبل به معرفی کتاب مقدس که مرکب از دو قسمتِ عهد قدیم و عهد جدید است پرداختیم. در این مقاله موضوعی را مطرح می کنیم تحت "عنوان مسائل اساسی ای که مسیحیت مطرح می کند چیست؟ و مسیحیت خود را ملزم به پاسخ گویی به کدام مطالب می داند؟" در این راستا همچنان مانند جلسات قبل از منابع اسلامی استفاده نخواهیم کرد و آنچه که مورد استناد قرار خواهد گرفت کتاب هایی است که از سوی خودِ مسیحیان چاپ شده است؛ و در عین احترامی که بنا بر نظر قرآنی به اعتقادات معتقدان به دین داریم حق نقد را برای خود محفوظ می داریم.

جزوه ای به نام پاسخ مسیحیت به مسائل اساسی زندگی توسط انتشارات نور جهان در سال 1334 منتشر شد. اولین بحثی که در این ارتباط مطرح است و اولین سؤالی که در این جزوه مطرح شده اینست که "من کیستم؟" و در ادامه می نویسد:

"مذهب بر اساس ایمان بنا گشته است. هر اعتقادی که نسبت به ماهیت و ذات خویش و خدا و حیات دارید، ممکن نیست به نحوی غیرقابل انکار و مستدل ثابت گردد. "

در واقع می گوید انسان هر نوع اعتقادی که داشته باشد، اعتقادش قابل اثبات کردن نیست. به همین دلیل انسان باید به دنبال دین حق بگردد. حال مشخصۀ دین حق کدام است؟

"همچنان که بر شما پوشیده نیست دین بر حق آن است که با وضع جهان سازگار و مناسب باشد." یعنی آنچه را که جهان ما اقتضا می کند دین پاسخگوی همان باشد. دین پاسخ آنچه را بدهد که انسان ها در تمام زمانهای نیازمندند.

"دین باید با منطق همراه باشد. دین باید با خرد همردیف باشد و خرد بتواند دین را تأیید کند."

"شناخت حقیقت همچون عاشق گشتن است. در شما شعوری هست که واقعیت را می پذیرد و از غلط و نادرست گریزان است. خود به خود و به اتکاء خویش تمام واقعیت را شاید نتوانید بپرورانید و بنا کنید اما چون آن را مشاهده کردید یا کسی بیان داشت فوراً خواهید گفت: آری همین است و جز این نیست. "

می گوید ممکن است من نتوانم به حق برسم اما اگر حق را بر من عرضه کنند، پروردگار هستی آفرین در وجود من قدرتی را قرار داده است، ترازویی را قرارا داده است که وقتی حق را بر آن ترازو نهادند آن ترازو آنگاه سنگ حق خواهد نهاد و خرد من و آنچه خدا در وجود من به نام عقل نهاده است وقتی حق را بر آن عرضه کنند خواهد گفت که حق همین است. ممکن است من خودم نتوانم به حق دست پیدا کنم اما اگر حق را  به من ارائه کنند من به قدرت خدادادی می توانم حق را تمیز و تشخیص بدهم.

از دیگر مشخصات حق به گمان نویسندۀ محترم این است که  " دین حق آنست که عملی و مؤثر باشد" در واقع به قول امروزی ها کاربردی باشد. بعد مجدد این مطلب را تأکید می کند که

 "هر فرد باید توسط ایمان زندگی کند. شما ناگزیر از داشتن اعتقاد و ایمان هستید منتها در این تردید است که چه ایمانی؟ و آیا آن ایمان صحیح است یا غلط ؟ "

می گوید هر فردی باید ایمان داشته باشد اما کدام ایمان؟ اگر چیزی را به عنوان ایمان یافتم آیا حالا به قطع می توانم بگویم که حقم؟ نه. بلکه این سؤال همواره پیش می آید که آیا این ایمان صحیح است یا غلط؟ 

                                                                   ادامه دارد...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم بهمن 1389ساعت 1:22 PM  توسط   |